حسن حسن زاده آملى
400
هزار و يك كلمه (فارسى)
ترجمت عبارت مذكور بيرونى به قلم استاد علامه ابو الفضائل حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى ( قدس سرّه الشريف ) اينكه : گويد از ابو سعيد سجزى اسطرلابى بسيط ديدم كه از شمالى و جنوبى مركب نبود و آن را زورقى ناميدى . آن عمل زياده مرا پسند افتاد ، وى را بسيار تحسين كردم ؛ چه آن را بر اصلى قرار داده بود قائم به ذات . بنيان آن عمل و مدار آن صنعت بر عقيدت مردمى بوده است كه ارض را متحرك دانسته و حركت شبانه روزى را به فلك منسوب ندانستهاند ، قسم با جان خود كه آن عقيدت شبههاى است كه تحليلش در نهايت دشوارى است ، و قولى است كه رفع و ابطالش در كمال صعوبت است . مهندسين و علماء هيأت كه اعتماد و استناد ايشان بر خطوط مسّاحيه است در نقض آن شبهت و ردّ آن عقيدت بسى ناچيز و تهىدست باشند ، و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقرير دليلى نتوانند نمود ، و اين معنى مايهء طعن ايشان نشود ، زيرا كه حركت مرئيه را چه از ارض دانند و چه از سما شناسند در هر حال به صناعت ايشان زيانى نرساند ، و اگر دفع آن شبهت در حيّز امكان آيد و در آن باب ياراى دم زدن باشد به افكار و انظار طبيعيين فلاسفه منوط است . اين بود عبارت آن جناب در ترجمت عبارت بيرونى . نظر ما از نقل عبارت بيرونى چند مطلب است : يكى اينكه پيشينيان قائل به حركت وضعى و انتقالى زمين بودهاند ، و كپرنيك و گاليله بدان متفرد نبودهاند . مطلب دوم اينكه مهندسان و علماى هيئت اعتماد و استناد ايشان بر خطوط مسّاحيه است كه در هيئت به افلاك رياضى اكتفا كردهاند . مطلب سوم اينكه حركت و سكون ارض يك مسألهء طبيعى است ، و اثبات هر يك از آن دو و ردّ ديگرى به افكار و انظار طبيعيين فلاسفه منوط است . مطلب چهارم اينكه عقيدت بر حركت زمين سخت استوار است ، بلكه امروز از بديهيات است و شايد ديروز همچنين بود ، جز اينكه بعد عهد منسى است . مطلب پنجم اينكه حركت مرئيه را چه از ارض دانند و چه از سما شناسند ، در